کمبودها و فرصت های پژوهشی در حوزه سیستم های انتقال دانش موجود در جهان

بعضی از کمبودها و فرصت های پژوهشی سیستم های انتقال دانش موجود در جهان عبارتند از:

  1. عدم توجه به لجستیک دانش: هیچ کدام از این سیستم های دانشی بر لجستیک بلادرنگ و بهنگام دانش صحیح تاکید ندارد. اساساً رویکرد هیچ کدام از کارهای انجام شده در این حوزه، لجستیک دانش نیست.
  2. عدم توجه به خاصیت صحیح بودن: در هیچ کدام از کارهای انجام شده صراحتاً بر خاصیت 'صحیح بودن' توجه نشده است.
  3. عدم توجه دانشکار از دیدگاه علوم شناختی در فرآیند لجستیک دانش: دانش موجودیت وابسته به انسان است یعنی به علت توان پردازشی و معنابخشی شگفت انگیز مغز نمی توان دانش را از انسان جدا کرد. در هیچ کدام از کارهایی که تا به امروز انجام شده اند، به خصیصه های انحصاری و ویژه انسان بالاخص مغز و ذهن انسان توجه نشده است. ما در این تحقیق برای تحلیل و طراحی معماری پیشنهادی علاوه بر مدنظرگرفتن مباحث فناورانه، به مباحث مرتبط با علوم شناختی (مطالعه ذهن انسان) همچون الگوهای ذهنی، توجه (Attention) و سایر موارد نیز توجه می شود.
  4. عدم وجود یک سیستم تلفیقی از رویکرد معناگرایانه (Semantic-Oriented) و لجستیک دانش:کلیه کارهای انجام شده را می¬توان از دیدگاه تحلیل سیستم ها در دو دسته تقسیم بندی کرد: دسته اول آن تحقیقاتی هستند که بر مبنای مهندسی آنتولوژی و مهندسی عامل گرا تحلیل شده اند. دسته دوم آن دسته از تحقیقاتی هستند که بر مبنای مهندسی دانش و مهندسی فرآیندها شکل گرفته اند. در این تحقیق برای لجستیک دانش در محیط همه جاحاضر بر روی مفهوم آنتولوژی (برای معنابخشی) تاکید می شود.
  5. عدم وجود یک نمونه اولیه برای لجستیک پیش کنشانه سرویس های دانشی: در تمام کارهای انجام شده، خط مشی محققان استفاده از خط مشی فعالانه است و نه پیش کنشانه. خط مشی فعالانه یعنی یا کاربر نیازمندی¬های خود را صراحتاً بیان می کند و یا سیستم صرفاً به نیازهای جاری کاربر توجه می کند. در حالی که در بعضی از شرایط کاربر نمی تواند نیاز خود را بطور شفاف بیان کند در این صورت باید خود سیستم با انجام مجموعه ای از تحلیل ها و پردازش ها نیاز ضمنی کاربر را شناسایی کند. به عبارت دیگر، در خط¬مشی فعالانه مبنای لجستیک دانش نیازهای جاری کاربر است و نه نیازهایی که احتمالا در آینده مطرح می شوند. اما در خط مشی پیش کنشانه علاوه بر پوشش دادن ویژگی های خط مشی فعالانه به نیازهای آینده کاربر و همچنین نیازهای پنهان کاربر نیز تاکید می شود.
  6. عدم توجه به محاسبات رضایت کاربر(User Satisfaction Computing) در تامین سرویس های دانشی موردنیاز: یکی از راهکارهای تشخیص میزان صحیح بودن دانش، انجام مجموعه ای از تحلیل ها بعد از تحویل دانش به دانشکار و محاسبه میزان رضایت دانشکار از دانش است. هیچ کدام از کارهای انجام شده به بازخورد کاربر بعد از انتقال و تحویل دانش توجه نکرده اند.
  7. بنابراین مسئله اصلی در یک محیط مملو از دانش (محیط مواجهه شده با پدیده انفجار دانش)، صرفاً بوجود آوردن یکسری دانش قابل دسترسی برای افراد در هر زمانی، در هر مکانی و در هر شکلی نیست بلکه چالش اصلی رساندن دانش صحیح (Right Knowledge) در زمان صحیح (Right Time) از روش صحیح (Right Way) است. یکی از راهکارهای مواجهه با این چالش مدل¬سازی رفتار به اشتراک گذاری دانش دانشکار و مد¬لسازی واکنش های کاربر پس از تحویل دانش است.