پیش فرض های جدید درباره مدیریت دانش جدید

با توجه تغییرات جدید در حوزه بازار، سازمان، فناوری و مدیریت پیش فرض های جدیدی برای مدیریت دانش می توان متصور بود. بعضی از این پیش فرض ها عبارتند از:

  1. نسبی گرایی خاصیت صحیح بودن: صحیح بودن دانش، موضوعی وابسته به زمینه و کاربرد دانش است. یعنی امکان دارد یک دانش در یک زمینه خاص و برای یک کاربرد مشخص به میزان 80 درصد صحیح باشد اما همین دانش در زمینه و کاربرد دیگری به میزان 30 درصد صحیح باشد.
  2. نیاز به تعریف مولفه های جدید در مدیریت دانش: به نظر می رسد بلوغ مفاهیم مدیریت دانش به قدری رشد کرده است که مولفه های رایج مدیریت دانش تبدیل به زیرساخت های مدیریت دانش شده اند. از دیدگاه سنتی می توان مولفه های تشکیل دهنده مدیریت دانش را بصورت زیر جمع بندی کرد:
  3. انسان و فرهنگ
  4. ساختار و فرآیند
  5. فناوری اطلاعات
  6. محتوا
  7. استراتژی
  8. یادگیری
  9. به نظر می رسد اساساً در مدیریت دانش جدید این مولفه ها تبدیل به زیرساخت های مدیریت دانش شده اند و باید به دنبال مولفه های مترقی تر و جدیدتری بود. به عنوان مثال، انرزی دانشی یکی از این مولفه هاست. بنابراین باید مولفه های مدیریت دانش را بازنگری و بازتعریف کرد.

    1. نیاز به بازتعریف مستمر دانش و مدیریت دانش: ماهیت پویای دانش، بر پویایی مدیریت دانش موثر بوده است. تعاریف رایج درباره دانش و مدیریت دانش نیازمند بازنگری دارند. به نظر می رسد این دو مقوله را باید متناسب با ماهیت سازمان و پیشرفت های جدید در حوزه مفاهیم سازمانی تعریف کرد.
    2. رشد از فناوری اطلاعات به فناوری دانش: به نظر می رسد یکی از عوامل رشد مفاهیم مدیریت دانش در سازمان های مدرن مفهوم فناوری دانش است. تفکر دانش محور موجب ارتقاء مفهوم فناوری اطلاعات به فناوری دانش شده است. فناوری دانش، پدیده ای متشکل از فناوری های نرم و سخت است. یکی از اصلی ترین وجوه تمایز فناوری اطلاعات و فناوری دانش توجه ویژه فناوری دانش به فناوری نرم و پردازش دانش است.
    3. حرکت از سازمان دانشی به سازمان خبره: امروزه اصطلاحات فرد خبره به سیستم خبره و سیستم خبره به سازمان خبره رشد کرده است. در سازمان های مدرن به کل سازمان به عنوان یک موجودیت خبره نگریسته می شود. موجودیت خبره موجودیتی است که تمام اجزا و مولفه های خود را خبره می داند. سازمان خبره تکامل یافته سازمان دانشی است. یک محیط همه جا حاضر، محیطی است که در آن، اشیاء هوشمند تعبیه شده در محیط با یکدیگر شبکه شده اند. بنابراین در یک محیط همه جاحاضر، حتی اشیاء نیز در سطحی خبرگی قرار دارند.
    4. از مدیریت دانش سنتی به مدیریت دانش همه جایی (Ubiquitous Knowledge Management): از دیدگاه آینده پژوهانه به نظر می رسد یک پیوند معنادار و ناگسستنی بین مدیریت انتقال دانش و فناوری محاسبات و پردازش (Processing & Computing Technology) وجود دارد. این پیوند موجب شده است که محققین به این فکر بیافتند که به جای اینکه خبره به سراغ دانش بروند، دانش به سراغ، خبره بیاید. همچنین رویکردها نشان می دهد که محققین تمایل دارند تا سرویس های دانشی موردنیاز دانشکاران را در هر جایی و در هر زمانی و با هر روشی که حداقل زحمت را برای وی داشته باشد، فراهم کنند.
    5. ارتقاء عبارت شبکه دانش (Knowledge Network) به گرید دانش (Knowledge Grid): در مدیریت دانش جدید به وجود تنوع و تفاوت در منابع دانشی و منابع پردازنده دانش توجه ویژه می شود. توجه به این تنوع و عدم تجانس موجب ارتقاء عبارت شبکه دانش به گرید دانش شده است. گرید دانش یکی از جدیدترین تئوری ها در مدیریت دانش سازمان است که می توان اساساً رویکرد پیاده سازی مدیریت دانش را با تغییراتی مواجه کند.
    6. راه انداز لجستیک دانش؛ تفاوت در انرژی دانشی: از آنجایی که دانش از مکانی که انرژی دانشی بیشتری وجود دارد به سمت مکانی که انرژی دانشی کمتری وجود دارد، جریان می یابد بنابراین می توان گفت تفاوت در میزان انرژی دانشی میان گره های دانشی در گرید دانش عامل محرک به جریان افتادن دانش محسوب می شود.